اندیشکده تصریف

اندیشکده تمدن ساز

اندیشکده تصریف

اندیشکده تمدن ساز

کلام ولایت:


اندیشکده تصریف

هوایی تازه در اندیشه و فرهنگ

حرف‌هایی تازه در حوزه‌های مختلف سبک زندگی، تمدن اسلامی، مسائل جوانان و خانواده، طب و تغذیه اسلامی، علم دینی، علوم انسانی اسلامی و نظام آموزشی


  • ۰
  • ۰
بشر در طول تاریخ تقریباً هفت هزار ساله خود انواع طب و طبابت را تجربه کرده است. این نظامهای طبی هم در درمان بیماری های جسمی مورد استفاده قرار می گرفته و هم درمان بیماری های روحی و روانی و علاوه بر آن نقش تعیین کننده ای نیز در جهت دهی سبک زندگی بشر داشته اند. طب، حوزه ای اساسی در تمدن بشری است به گونه ای که چکیده ای از کلیه عناصر تمدنی همچون علم و سبک زندگی را می توان در طب و طبابت دید. طب علمی نیست که منفک از سایر حوزه های حیات بشری قابل تصور باشد لذا طب را باید یکی از مهم ترین نمودهای یک تمدن دانست.

 برخی از مهم ترین نظام های طبی از گذشته تا حال عبارتند از طب وحیانی و قدسی ، طب سنتی مزاجی، طب کلاسیک، مدرن طب سوزنی، انرژی درمانی، یوگا و غیره. در میان این نظام های طبی، پزشکی مدرن گسترده ترین نظام طبابت و پزشکی در حال حاضر است و همگان با آن آشنایند اما این طب سابقه چندانی ندارد و عمر آن به بیش از چند قرن نمی رسد. پزشکی مدرن همزمان با بسط و گسترش علم و تکنولوژی مدرن توسعه یافته است لذا آن را باید میوه تمدن مدرن دانست. پزشکی مدرن نسخه ارتقا یافته نظام های طبی گذشته نیست بلکه همچون تمدن مدرن پدیده ای کاملا نو و جدید است. پزشکی مدرن گرچه در دنباله طب سنتی پدید آمده و معارف اولیه خود را از طب سنتی اخذ نموده اما ماهیت کاملا متفاوتی از طب سنتی دارد لذا نمی توان آن را تکمیل شده نظام های طبی گذشته دانست. مبانی بنیادین پزشکی مدرن تفاوت اساسی با طب سنتی دارد. در طب سنتی نمی توان اثری از جزء نگری های مدرن و تخصص گرایی های افراطی یافت زیرا همه نظام های طب سنتی مبتنی بر کل نگری بوده اند در حالی که پزشکی مدرن مبتنی بر جزء نگری است.

پیش از پزشکی مدرن انواع طب سنتی در میان بشر رواج داشته اما گسترده ترین آنها طب سنتی مزاجی بوده که با ابتناء بر چهار مزاج دم، صفرا، سودا و بلغم و عمدتاً با استفاده از گیاهان دارویی به درمان بیماریها می پرداختند. طبایع و امزجه چهارگانه شاخصه اصلی و بنیادین در طب سنتی مزاجی بوده که در سایر نظام های طبی نیز مورد توجه قرار می گرفته است؛ یعنی گرچه برخی نظام های طبی هم چون طب سوزنی بر پایه طبایع عمل نمی کند اما منکر وجود این طبایع در وجود آدمی نیز نیست.

طب سنتی با طبایع و ارکان اربعه گره خورده است و مهم ترین شاخصه طب سنتی مزاجی نیز همین است. طبایع و ارکان اربعه نه فقط پایه و اساس علم طب که بنیان بسیاری علوم دیگر همچون معرفت النفس، فیزیک و هستی شناسی نیز بوده است. هستی شناسی مبتنی بر عناصر اربعه هوا، آتش، خاک و آب در چارچوب این بینش تمدنی قرار می گیرد. بنابراین طبایع اربعه را باید مفهومی فراتر از طب دانست و ریشه آن را در هستی شناسی جست.

طب بخشی از هندسه علم و معرفت بشری است لذا ارتباط آن با سایر حوزه های علم و معرفت انکار ناشدنی است. همانگونه که اصول اساسی و بنیادین طب سنتی ریشه در هستی شناسی آن دارد در پزشکی مدرن نیز همین قضیه صادق است یعنی اصول اساسی پزشکی مدرن را باید در هستی شناسی و فیزیک مدرن جست و جو کرد. فیزیک مدرن عالم را مجموعه ای از اتم ها و مولکول ها می داند که با یکدیگر پیوند خورده و موجودات گوناگون را پدید آورده اند و همین نگاه جزء نگر در پزشکی نیز رسوخ کرده و مفاهیمی همچون سلول، ویتامین، پروتئین و غیره نقش اصلی را در آن بازی می کنند.

برای شناخت دقیق ماهیت یک نظام طبی باید نظام معرفتی و یا به عبارت دیگر تمدن و زیست عالمی که طب در آن رشد کرده را شناخت و در چارچوب بینش تمدنی به تحلیل نظام های طبی پرداخت. همزمان با پیشرفت تکنولوژی، پزشکی نیز دستخوش تغییرات اساسی گشته و ماهیت متفاوتی پیدا کرده است به گونه ای که پزشکی امروز بدون تجهیزات تقریبا هیچ است و این بیانگر ارتباط وثیق علم طب با سایر حوزه های تمدن است.

در پزشکی مدرن جسم انسان منفک از روح و روان انسان دیده شده و درمان نیز بر همین مبنا صورت می گیرد اما در طب سنتی جسم و روح و روان در هم تنیده دیده می شود و درمان نیز بر این مبنا صورت می گیرد. در طب مزاجی مفهوم مزاج تنها به جسم مرتبط نیست بلکه به روان انسان نیز ارتباط پیدا می کند لذا مزاج علاوه بر اینکه مفهومی طبی و جسمانی است مفهومی روانشناختی نیز هست. مزاج یکی از وجوه درهم تنیدگی جسم، روح و روان انسان است که منشأ آن کل نگری و کلان نگری در نظام های طب سنتی به ویژه طب مزاجی است. بنابراین طبیبِ طب مزاجی باید علاوه بر شناخت جسم، روان شناس نیز باشد زیرا مزاج مفهومی دوگانه است. همین لزوم تسلط بر پیچیدگی های ابعاد وجود انسان است که سبب گشته اطباء سنتی را حکیم بنامند زیرا باید با حکمت و کلان نگری به درمان بیمار بپردازند.

طب و روانشناسی مفاهیمی در هم تنیده اند لذا باید در کنار هم دیده شوند و روانشناسی مزاج پلی است بین این دو. طبع یا مزاج گر چه در علم امروز مهجور و ناشناخته است اما در گذشته ای نه چندان دور، پایه و اساس طب بوده و بخش مهمی از معرفت النفس یا روان شناسی را شامل می شده است. مزاج را عمدتاً با طب سنتی می شناسند یعنی تا نام مزاج برده می شود اذهان به سمت طب سنتی متمایل می شود. اساس و پایه طب سنتی وحیانی، مزاج های چهارگانه است اما نباید مزاج را تنها محدود به بعد جسمی دانست و آن را مفهومی طبی صرف پنداشت بلکه مزاج با روح و روان انسان نیز ارتباط تنگاتنگ دارد.

گذشته علمی و فرهنگی ما با مفهوم طبع و مزاج عجین است و یکی از دانشهای اصلی مزاج شناسی بوده است. این موضوع نه فقط در حوزه طب و پزشکی بلکه در سایر علوم همچون فلسفه، عرفان، انسان شناسی و غیره نیز به صورت پررنگ حضور داشته است. گستره عظیم این علم و معرفت سبب شده که در زبان و ادبیات روزمره گذشتکان نیز نمود داشته باشد و اصطلاحات و ضرب‌المثل های بسیاری بر این مبنا تولید شود و حتی بسیاری از آنها هنوز هم در جامعه رواج و کاربرد بسیاری دارند.

«خونگرمی» و «خونسردی»، «تند مزاجی» و «سرد مزاجی» از جمله این اصطلاحات و «از دنده چپ بلند شدن»، «خون خود را کثیف کردن»، «زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد»، «اگر کاردش بزنی خونش در نمیاد» و موارد بسیار دیگر از جمله اصطلاحات و ضرب المثل هایی هستند که ریشه در علم مزاج شناسی دارد. گرچه این اصطلاحات و ضرب المثل ها برای گوش ما آشنا بوده و معنای آن را درک می کنیم اما بدون فهم علم مزاج نمی توان ریشه آن ها را به درستی شناخت و تبیین دقیقی از آنها داشت. علاوه بر اینها ادبیات ما چه در حوزه نثر و چه در حوزه نظم پر از علم مزاج شناسی به ویژه در حوزه روان شناختی است. به عنوان مثال شاعر در شعر زیر، حالات روانی ناشی از فراق و هجران را به صفرا و سودا که از مزاج های چهار گانه هستند نسبت می دهد.

 در وصالت بودم از صفرا و از سودا تهی

کرد هجران تو صفرایی و سودایی مرا

با توجه به گستردگی استفاده از مفهوم مزاج در میان پیشینیان، این لفظ برای ما آشناست و کاربرد عمومی نیز دارد. افرادی که زود عصبانی می شوند، تند یا آتشین مزاج و افراد کم تحرک و دیرجوش، سرد مزاج نامیده می شوند. برخی افراد فارغ از ایمان و عقیده شان زود عصبانی می شوند و برخی دیر، برخی ذاتاً فعال و پر جنب و جوشند و برخی کم تحرک و آرام. این اختلاف در خصوصیات رفتاری و اخلاقی فارغ از نوع اندیشه، ایمان و باور افراد نیز مصداق دارد یعنی نمی توان ریشه اختلاف این رفتار و اخلاق را در ذهنیت، باور و اندیشه افراد جست بلکه این اختلاف ناشی از طبع و مزاج متفاوت آنهاست.

اختلاف مزاج و طبایع افرادی موضوعی اساسی است که نمود آن را در عرصه های مختلف می توان مشاهده نمود. اختلاف مزاج هم در بعد اخلاقی و رفتاری نمود دارد و هم بعد جسمانی. به عنوان نمونه در بعد اخلاقی و رفتاری برخی افراد با کوچکترین مسئله و مشکل در زندگی دچار ناامیدی شده و افسرده می شوند اما برخی حتی در سخت ترین شرایط نیز سرشار از شور و نشاط و امید هستند. برخی همیشه آرام و منقطع صحبت کرده اما برخی سریع و بلند و تند و تیز تکلم می کنند. در بعد جسمی نیز اختلاف مزاج افراد آشکار است؛ برخی افراد مستعد چاقی بوده و با خوردن کم ترین غذای اضافه چاق می شوند اما برخی هر چه بخورند چاق نمی شوند، برخی افراد کم خواب بوده و خواب سبکی دارند اما برخی پر خوابند و خوابشان سنگین، برخی افراد با خوردن یک خیار ضعف، سستی و سردی را در بدن خود احساس می کنند اما برخی با خوردن مقدار بیشتری خیار اصلا چنین حسی ندارند. همه این اختلافات ریشه در اختلاف طبع و مزاج افراد دارد.

مزاج و طبع چیزی نیست که در آزمایشگاه بتوان آن را زیر میکروسکوپ برد و کشف کرد. آزمایشات بالینی افراد با طبایع مختلف معمولا تفاوت چندانی ندارد اما اختلاف در اخلاق، رفتار و خصوصیات جسمی در آنها وجود دارد. علم جدید چه در حوزه طب و چه در روانشناسی قادر به تبیین و تحلیل اختلافات ذکر شده نیست. طب جدید طبی جزء نگر است که جز ویتامین و پروتئین و کربوهیدرات و امثالهم چیز دیگری نمی شناسد. از نظر طب مدرن جسم انسان چیزی نیست جز سلول هایی که نیازمند پروتئین، ویتامین و ریزمغذی های دیگر هستند و از نظر روان شناسی مدرن نیز انسان چیزی جز ذهنیت و باور و اندیشه نیست بنابراین با این علوم مدرن نمی توان اختلاف جسم و رفتار و اخلاق افراد را تحلیل و تبیین کرد.


بخشی از مقدمه کتاب در دست تالیف "مبانی نظری طب اسلامی و روانشناسی مزاج" اثر آقای علی باقری

  • ۹۷/۰۵/۳۱
  • علی باقری

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
مطالب جدید
بیانیه اندیشکده تصریف پیرامون آتش زدن کتاب هاریسون و حواشی آن
طب و تمدن
نقش مزاج در تعلیم و تربیت
مقدمه ای بر مفهوم طبع و مزاج
طب اسلامی و علم دینی
دوره آموزشی روانشناسی مزاج (قم)
"مبانی فکری و رویکرد تمدنی اندیشکده تصریف"
ریشه تاریخی نوروز و نسبت آن با کریسمس
نقد اندیشکده بر بیانات استاد مهدی نصیری پیرامون طب اسلامی
شفاف سازی افق تمدن اسلامی؛ مهم ترین الزام گام دوم
متن نامه اندیشکده به محضر رهبر انقلاب در نقد سند الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت منتشر شد...
دل یا ذهن؛ کدام یک محور وجود آدمی است؟
تیروئید و بیماری های روانی
درمان بیش فعالی با روانشناسی مزاج
روانشناسی قلب بنیاد یا ذهن بنیاد؟
بشر اولیه کیست؟
مزاج و ازدواج
راز اختلالات روانی نوابغ
روانشناسی مزاج در ادبیات
روانشناسی مدرن؛ روانشناسی صفراء بنیاد
تفاوت مزاج شناسی سنتی و اسلامی
مزاج و نژادهای بشری
طبع یا مزاج چیست؟
مزاج شناسی؛ علم تمدن ساز
علوم انسانی مدرن؛ انسان شناس یا انسان ساز
تمرکز آنتروپیک؛ تضاد بنیادین توسعه تکنولوژیک
علم 27 حرف است اما کدام علم؟
اهمیت تغذیه در سلامت روان
کاهش فرزندآوری در آینه بینش تمدنی
روانشناسی مزاج
ضرورت و چیستی بینش تمدنی
فیلم