اندیشکده تصریف

اندیشکده تمدن ساز

اندیشکده تصریف

اندیشکده تمدن ساز

کلام ولایت:


اندیشکده تصریف

هوایی تازه در اندیشه و فرهنگ

حرف‌هایی تازه در حوزه‌های مختلف سبک زندگی، تمدن اسلامی، مسائل جوانان و خانواده، طب و تغذیه اسلامی، علم دینی، علوم انسانی اسلامی و نظام آموزشی


  • ۰
  • ۰

طبع یا مزاج چیست؟

 

مبتنی بر هستی شناسی اسلامی، کل عالم از چهار رکن تشکیل شده و عالم هستی بر پایه طبایع منبعث از این ارکان عمل می کند. نور، آتش، باد و آب چهار رکن اصلی عالم هستند که تمام عالم هستی از ترکیب آنها شکل گرفته است. این ارکان در قالب طبع و طبیعت بر وجود مخلوقات نشسته و هویت آنها را شکل می دهند.

عالم هستی عالم طبیعت است یعنی دارای طبع است و طبع خاصیت نهادینه شده در وجود مخلوقات است که از ارکان عالم هستی سرچشمه می گیرد. گرچه از یک منظر می توان گفت عالم از اتم و مولکول و سلول تشکیل شده است اما این عناصر ریز عالم در پیوند با یکدیگر پدیده هایی را شکل می دهند که این پدیده ها دارای طبعی خواهند بود که چیزی فراتر از اجزای آنهاست. خاصیت و اثر اشیاء، پدیده ها و کل مخلوقات در عالم از دریچه طبع و مزاج صورت می گیرد. طبع یعنی لایه بیرونی کشیده شده بر مخلوقات که نمود آنها را جهت می دهد. نمود و اثر کل پدیده های مادی و معنوی عالم از طریق طبع و مزاج صورت می پذیرد زیرا عالم هستی عالم طبع و طبیعت است. طبع و مزاج خاصیت نهفته و جاری در تمام پدیده های عالم است.

طبع در لغت به معنای شکل یافتن، مهر و قفل زدن است. طبع کتاب به معنای ایجاد کتابی است که شکل و محتوای آن مشخص گشته است. طبع سکه نیز به معنای قالب زدن سکه در هیئت و شکلی خاص و با ویژگی های خاص است. بنابراین طبع یک پدیده به معنای ایجاد نقش و خاصیتی در آن و مهر و موم کردن آن نقش و خاصیت است. طبیعت را از آن رو طبیعت گویند که خداوند آن را در شکل و هیئتی خاص و با آثار و ویژگی هایی خاص خلق نموده و این هویت را در بطن آن نهادینه کرده و بر آن مهری زده است. هر یک از اجزای طبیعت نیز طبعی دارد که هویت آن را شکل می دهد. خلق و خوی و سجیه اخلاقی انسان را نیز از آن رو طبع می نامند که به واسطه خلق یا عادت در وجود انسان نهادینه شده است. بنابراین طبع به معنای هویت نهادینه شده در پدیده های عالم است که تغییر و تحول در آن راه ندارد و در صورت تغییر، هویت دیگری یافته و پدیده قبل نخواهد بود.

طبایع ریشه در ارکان دارند لذا همانگونه که چهار رکن اصلی عالم نور، آتش، باد و آب است چهار طبع دم، صفرا، ریح و بلغم چهار طبع موجود در پدیده های عالم است. دم از رکن نور برگرفته شده و گرم و تر است، صفرا برگفته از رکن آتش بوده و گرم و خشک است. ریح از رکن باد گرفته شده و سرد و خشک است و نهایتا بلغم نیز از رکن آب اخذ شده و سرد و تر است.


بخشی از کتاب در دست تالیف "مبانی نظری طب اسلامی و روانشناسی مزاج" اثر آقای علی باقری

  • ۹۷/۰۵/۳۱
  • علی باقری

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
مطالب جدید
بیانیه اندیشکده تصریف پیرامون آتش زدن کتاب هاریسون و حواشی آن
طب و تمدن
نقش مزاج در تعلیم و تربیت
مقدمه ای بر مفهوم طبع و مزاج
طب اسلامی و علم دینی
دوره آموزشی روانشناسی مزاج (قم)
"مبانی فکری و رویکرد تمدنی اندیشکده تصریف"
ریشه تاریخی نوروز و نسبت آن با کریسمس
نقد اندیشکده بر بیانات استاد مهدی نصیری پیرامون طب اسلامی
شفاف سازی افق تمدن اسلامی؛ مهم ترین الزام گام دوم
متن نامه اندیشکده به محضر رهبر انقلاب در نقد سند الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت منتشر شد...
دل یا ذهن؛ کدام یک محور وجود آدمی است؟
تیروئید و بیماری های روانی
درمان بیش فعالی با روانشناسی مزاج
روانشناسی قلب بنیاد یا ذهن بنیاد؟
بشر اولیه کیست؟
مزاج و ازدواج
راز اختلالات روانی نوابغ
روانشناسی مزاج در ادبیات
روانشناسی مدرن؛ روانشناسی صفراء بنیاد
تفاوت مزاج شناسی سنتی و اسلامی
مزاج و نژادهای بشری
طبع یا مزاج چیست؟
مزاج شناسی؛ علم تمدن ساز
علوم انسانی مدرن؛ انسان شناس یا انسان ساز
تمرکز آنتروپیک؛ تضاد بنیادین توسعه تکنولوژیک
علم 27 حرف است اما کدام علم؟
اهمیت تغذیه در سلامت روان
کاهش فرزندآوری در آینه بینش تمدنی
روانشناسی مزاج
ضرورت و چیستی بینش تمدنی
فیلم