اندیشکده تصریف

اندیشکده تمدن ساز

اندیشکده تصریف

اندیشکده تمدن ساز

کلام ولایت:


اندیشکده تصریف

هوایی تازه در اندیشه و فرهنگ

حرف‌هایی تازه در حوزه‌های مختلف سبک زندگی، تمدن اسلامی، مسائل جوانان و خانواده، طب و تغذیه اسلامی، علم دینی، علوم انسانی اسلامی و نظام آموزشی


بسم الله الرحمن الرحیم

 

اندیشکده تصریف

هوایی تازه در اندیشه و فرهنگ


درباره ما:

اجمالی:

اندیشکده تصریف که با گرد هم آمدن جمعی از جوانان فعال حوزه اندیشه و فرهنگ در تابستان 1397 شکل گرفته است بنا دارد با بینشی تمدنی و به دور از تخصص‌گرایی‌های افراطی موجود در حوزه اندیشه، علم و فرهنگ قدمی اساسی در راستای تحولی بنیادین در حیات و عالم بشری بردارد. حیطه فعالیت اندیشکده در موضوعات زیر خواهد بود:

-         سبک زندگی دینی

-         علوم انسانی اسلامی (روان‌شناسی، اقتصاد، مدیریت و ...)

-         علم دینی

-         تمدن اسلامی

-         الگوی اسلامی پیشرفت

-         تحول نظام آمورشی

-         تغذیه و طب اسلامی

-         مشاوره و روانشناسی مزاج

-         ...

درباره ما

(تفصیلی)

انقلاب اسلامی ملت ایران در سال 57 جرقه ای نورانی در ظلمت عالم مدرن بود که سبب شد بازگشت دین به صحنه حیات بشری مورد توجه جدی قرار گیرد. جمهوری اسلامی به دنبال بسط حاکمیت دین در سطح جامعه بوده است. دغدغه و تلاش اصلی انقلابیون نیز طی سالیان گذشته همین بوده است اما متأسفانه پس از گذشت چهل سال از عمر انقلاب اسلامی علی رغم دستاوردهای عظیم در بخشهای مختلف از جمله در بخشهای سیاسی، در سایر بخش های حیات اسلامی همچون علم دینی، فرهنگ و سبک زندگی اسلامی و در یک کلام تمدن اسلامی دستاوردها چندان چنگی به دل نمی زند.


حدود چهل سال از عمر جمهوری اسلامی می گذرد اما هنوز مسیر حرکت جمهوری اسلامی در بعد کلان و تمدنی به صورت دقیق مشخص نشده است. سؤال اینجاست که آیا مسیر تمدنی انقلاب اسلامی از ابتدا مشخص نبوده و قرار بر این بوده که در گذر زمان مشخص شود؟ آیا بنا بر این بوده که با آزمون و خطا مسیر تمدن اسلامی را پیدا کنیم؟ اگر بنا بر تجربه و آزمون و خطا بوده آیا تجربه حدود چهل ساله برای یافتن مسیر کافی نیست؟ یا شاید هم در ابتدا الگویی را مد نظر داشتیم اما گذر زمان ناکارآمدی آن را به اثبات رسانده و اکنون به دنبال الگوی جدیدی هستیم؟


به هرحال چهل سال از عمر جمهوری اسلامی می گذرد اما هنوز نتوانسته ایم الگوی پیشرفت خود را تدوین کنیم. پس از چهل سال هنوز قدم مهمی در زمینه تحول نظام آموزشی و آموزش و پرورش بر نداشته ایم. هنوز علوم انسانی را اسلامی نکرده ایم. هنوز اقتصاد اسلامی و بانکداری بدون ربا مسئله ماست. هنوز فقه متناسب با زمانه و فقه حکومتی را تدوین نکرده ایم. اما با این حال هنوز پس از گذشت چهل سال با همان شور و حرارت از شعارهایی دم می زنیم که اکنون باید در عمل آنها را مشاهده نمود. شاید نسل جوان، فضای اوایل انقلاب و مباحث علمی و فرهنگی همچون انقلاب فرهنگی، اقتصاد توحیدی، مدیریت اسلامی و غیره را درک نکرده و یا نشنیده باشد اما مسئولین نظام و دست اندر کارن سیاستگذاری های علمی و فرهنگی خوب به این امر واقفند که تحول آموزش و پرورش، تحول علوم انسانی، الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، اقتصاد اسلامی، دانشگاه اسلامی، تمدن اسلامی و غیره مسائل جدید جمهوری اسلامی نیستند اینها مسائل چهل ساله انقلاب اسلامی است که هنوز تکلیف آنها مشخص نشده است.


چهل سالگی زمان پختگی است و اگر اکنون جمهوری اسلامی پاسخ این مسائل بنیادین و اساسی را ندهد باید منتظر عواقب سوء آن باشد. البته این نکته ای است که همگان به آن واقفند اما شاید مسئله مهم، درس نگرفتن از گذشته و اصرار و پافشاری بر مسیری است که تاکنون طی کرده ایم. امروز با همان شور و حرارت و با همان ادبیاتی از تحول در علوم انسانی و اقتصاد اسلامی سخن می گوییم که چهل سال پیش. گویا این تجربه چهل ساله را درک نکرده ایم. اکنون دیگر زمان شعار و سخن گفتن از بایدها نیست اکنون زمان پاسخگویی است؛ پاسخگویی به این سؤال که دستاورد نهادهای مختلف متولی علم و فرهنگ در این سالها چه بوده است؟ دیگر پسندیده نیست که مثلا در باب تحول علوم انسانی همانگونه سخن برانیم که در ابتدای انقلاب.


پس از چهل سال دیگر نباید همچون اوایل انقلاب شعار داد اکنون باید تجربه چهل ساله را واکاوی کرد و به این سؤال پاسخ داد که چرا در حوزه علم و فرهنگ موفق نبوده ایم؟ چرا هنوز الگوی مطلوب اداره کشور در بخشهای گوناگون به دست نیامده است؟ چرا اسناد بالادستی در بخشهای مختلف در همان بالادستها می مانند؟ چرا ساختارهای گوناگون ایجاد شده اعم از دانشگاه و پژوهشگاه و سازمان و شورا و بنیاد و مرکز و غیره هیچ کدام نتوانستند در دستیابی به اهداف موفق عمل کنند؟ در یک کلام چرا مسیر طی شده در زمینه علم و فرهنگ سرانجام مطلوب را در پی نداشته است؟ و مهم‌تر از همه اینها پاسخ به این سؤال است که مبنای تئوریک سیاستگذاریهای کلان در این چهل سال چه بوده است؟


پس از چهل سال تجربه ناموفق در زمینه سیاستگذاری علم و فرهنگ اکنون زمان بازنگری در آن فرا رسیده است اما این بازنگری نمی تواند توسط افرادی صورت پذیرد که طی این سالها متولی امر بوده اند زیرا مبانی تفکر و اندیشه آنها شکل گرفته و قابل تغییر نیست. اندیشه و فرهنگ انقلاب اسلامی نیاز به هوایی تازه دارد. این هوای تازه باید توسط نسل جدید در پیکره انقلاب دمیده شود و اندیشکده تصریف مأموریت خود را در این راستا قرار داده است. تصریف به معنای تغییر و تحول بنیادین است و تحول بنیادین ضرورت امروز اندیشه و فرهنگ انقلاب اسلامی است. تصریف بر آن است تا فارغ از هیاهوهای بی ثمر علمی و فرهنگی و خارج از ساختارهای رسمی و بروکراتیک، اندیشه و فرهنگی نو را برای انقلاب اسلامی به ارمغان آورده و آینده انقلاب را بر مبنای آن ترسیم و تبیین نماید.


بینش تمدنی مهم ترین ویژگی اندیشکده تصریف است که مبتنی بر آن همه عناصر حیات بشری شامل عقلانیت، تفکر، فرهنگ، سبک زندگی و تمدن را در کلیتی واحد دیده و از ارتباط تنگاتنگ آنها با هم عفلت نمی کند. بینش تمدنی یعنی داشتن نگاهی ژرف، عمیق و جامع به کل حیات بشری و در عین حال شناخت دقیق تاریخ و زمانه. بینش تمدنی سبب می شود که سبک زندگی جدای از علم و تکنولوژی نگریسته نشود. فرهنگ و اندیشه، اقتصاد، سیاست، سبک زندگی، علوم انسانی، علوم طبیعی، نظام آموزشی و کلیه مؤلفه های حیات بشری عناصری در هم تنیده اند که باید با هم و در کنار هم مورد بررسی قرار گیرند و تا این فهم کلان حاصل نشود تحول بنیادین در اندیشه و فرهنگ نیز رخ نخواهد داد.


یکی از معضلات اساسی در حوزه اندیشه و فرهنگ تخصص گرایی افراطی، جزء نگری و بخشی نگری است.سبک زندگی جدای از علوم انسانی، آموزش و پرورش جدای از الگوی پیشرفت و تمدن اسلامی جدای از نظام آموزشی مورد تحلیل قرار گرفته و برنامه ریزی تحول برای آنها صورت می گیرد در حالی که نمی توان علوم انسانی، سبک زندگی، آموزش و پرورش، تمدن اسلامی، الگوی پیشرفت و سایر موضوعات علمی و فرهنگی را به صورت مجزا تصور نمود. لذا گام اول تحول این است که با بینش تمدنی همه موضوعات مذکور را با هم دید و از تخصص گرایی در این زمینه دوری جست. لذا سیاستگذاری کلان تحول آموزش و پرورش، علوم انسانی، سبک زندگی، تمدن اسلامی و غیره همه باید توسط یک نهاد و یک مرکز صورت پذیرد.


همچنین باید توجه داشت که اندیشه و فرهنگ را نمی توان تنها در سطح نخبگان تعریف کرد لذا توجه به سطح عمومی جامعه نیز باید مورد توجه جدی قرار گیرد. تحول حقیقی زمانی رخ خواهد داد که بدنه اجتماعی تحول نیز همراه آن باشد لذا تحول در فرهنگ و سبک زندگی لازمه تحول در علم و اندیشه است. با این وصف غفلت از فرهنگ سازی عمومی در زمینه های گوناگون حیات و تمدن اسلامی تحول در علم و اندیشه را نیز متأثر خواهد کرد.


اندیشکده تصریف سعی دارد مبتنی بر چارچوب نظری فوق روحی تازه در اندیشه و فرهنگ انقلاب دمیده و زمینه تحول بنیادین در مسائل اساسی علم و فرهنگ را هم در مقام نظر و هم در مقام عمل مهیا نماید و تکلیف مسائل اساسی جمهوری اسلامی همچون تحول بنیادین آموزش و پرورش، تحول نظام آموزشی، علوم انسانی اسلامی، اقتصاد اسلامی، سبک زندگی دینی، الگوی اسلامی پیشرفت و تمدن اسلامی را یکبار برای همیشه معین نماید ان شاء الله و در این مسیر از فرهنگ و سبک زندگی در سطح جامعه نیز غفلت ننماید.


 

مطالب جدید
بیانیه اندیشکده تصریف پیرامون آتش زدن کتاب هاریسون و حواشی آن
طب و تمدن
نقش مزاج در تعلیم و تربیت
مقدمه ای بر مفهوم طبع و مزاج
طب اسلامی و علم دینی
دوره آموزشی روانشناسی مزاج (قم)
"مبانی فکری و رویکرد تمدنی اندیشکده تصریف"
ریشه تاریخی نوروز و نسبت آن با کریسمس
نقد اندیشکده بر بیانات استاد مهدی نصیری پیرامون طب اسلامی
شفاف سازی افق تمدن اسلامی؛ مهم ترین الزام گام دوم
متن نامه اندیشکده به محضر رهبر انقلاب در نقد سند الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت منتشر شد...
دل یا ذهن؛ کدام یک محور وجود آدمی است؟
تیروئید و بیماری های روانی
درمان بیش فعالی با روانشناسی مزاج
روانشناسی قلب بنیاد یا ذهن بنیاد؟
بشر اولیه کیست؟
مزاج و ازدواج
راز اختلالات روانی نوابغ
روانشناسی مزاج در ادبیات
روانشناسی مدرن؛ روانشناسی صفراء بنیاد
تفاوت مزاج شناسی سنتی و اسلامی
مزاج و نژادهای بشری
طبع یا مزاج چیست؟
مزاج شناسی؛ علم تمدن ساز
علوم انسانی مدرن؛ انسان شناس یا انسان ساز
تمرکز آنتروپیک؛ تضاد بنیادین توسعه تکنولوژیک
علم 27 حرف است اما کدام علم؟
اهمیت تغذیه در سلامت روان
کاهش فرزندآوری در آینه بینش تمدنی
روانشناسی مزاج
ضرورت و چیستی بینش تمدنی
فیلم